خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغ دل در عشق افسردن نمیداند که چیستلاله این باغ پژمردن نمیداند که چیست
۲
خنده بر حالم مزن کاین گریه هرکس را گرفتدامن از خون دل افشردن نمیداند که چیست
۳
عشق از یک تاختن به نگاه دل تاراج کردصبر بیدل حمله آوردن نمیداند که چیست
۴
باغبان دهر نخل عمر را آبی ندادکاشتن دانسته پروردن نمیداند که چیست
صفحهٔ ۱ از ۲