خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داند اخلاص مرا وز حال من آگاه نیستدر دلش ره دارم و بر آستانم راه نیست
۲
بخت با ما سرکش است و مدعا با ما به جنگکهربای شوق ما را جذبه یک کاه نیست
۳
فصل ها شد در تباهی، برنیامد عمر ماکشتی ما را سفر از سیر سال و ماه نیست
۴
شست دل صد ره گشودم بر هدف کاری نکردگوییا پیکان و پر با این خدنگ آه نیست
صفحهٔ ۱ از ۳