خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شمع را زنده دلی در شب تار آخر شدروز عشرت همه در خواب خمار آخر شد
۲
شاخ سرکش شد و دست همه کوتاه بماندجور گلچین و نزاع سر خار آخر شد
۳
عندلیب ار نسراید به قفس معذورستگل به بازار نبردند و بهار آخر شد
۴
خلعت دهر به اندازه حال اکنون نیستچرخ را رشته به هم رفت و مدار آخر شد
صفحهٔ ۱ از ۳