خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلم از ناله خوش گردید امید اثر باشدبسی آسود شستم این خدنگم کارگر باشد
۲
اگر دزدیده دیدن ها نباشد بهر پاس دلمحبت از تغافل های بیجا در خطر باشد
۳
دلم تا خو به آسایش نگیرد روز خرسندیبه خاطر شیوه یی آید که آن جانسوزتر باشد
۴
ز هجران روز ما دارد غبار عالمی بر دلنباشد در شب ما روشنی گر صد سحر باشد
صفحهٔ ۱ از ۲