خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
امشب چمن از گریه ما تازه و تر بودبر هر سر خار مژه لختی ز جگر بود
۲
می رست رگ و ریشه جان از بن ناخنصد لاله ستان کاشته در سینه و بر بود
۳
در زیر لبم گاه طرب زمزمه می سفتبر دور رخش گاه هوش حلقه شمر بود
۴
تا روز به خلوتگه مقصود، اجابتدر پیرهن ناله هم آغوش اثر بود
صفحهٔ ۱ از ۳