خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشدبی باکی از مذاق خم می بدر نشد
۲
این رسم های تازه ز حرمان عهد ماستعنقا به روزگار کسی نامه بر نشد
۳
باز این چه آفتست درخت امید راامسال هم شکوفه فشاند و ثمر نشد
۴
بیهوده بر گذرگه آفت نشسته امشد کاروان و مرد رهی جلوه گر نشد
صفحهٔ ۱ از ۳