خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیران که دقع قبض طباشیر بردهاندآب رخ جوان به دم پیر بردهاند
۲
چون من هر آن کسان که نفس کردهاند سردنور سحر به نالهٔ شبگیر بردهاند
۳
سرگشتهاند اگرچه به تحصیل تجربهپی تا فراز طارم تدبیر بردهاند
۴
از سالخوردگان نبود خوش فضول از آنکصحبت به ضیف خانه تقدیر بردهاند
صفحهٔ ۱ از ۳