خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز از آن آید که با صد خواریم بر در کشدپرده ناموس شب از روی کارم برکشد
۲
بر سر پروانه شمع از بهر آن سوزد که هستجذبه عشقی که خاکستر به خاکستر کشد
۳
هیچ جا نگذشت کز وی فتنهای باقی نماندکاش چون آید غمت رخت از در دیگر کشد
۴
از درش تصدیع کم کردم چو دانستم که اوخط نسیانی مرا یک باره بر دفتر کشد
صفحهٔ ۱ از ۲