خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کس چو من نیست که پیش نظر از دل برودغایب از دیده نگردد ز مقابل برود
۲
دولتی بود که مردیم به هنگام وداعآنقدر زنده نماندیم که محمل برود
۳
راه بیگانگیای پیش نداری که کسیبه دلیل ره و طی کردن منزل برود
۴
صبر داریم که این تهمت عشق از سر غیرهمچو خون بِحِل از گردن قاتل برود
صفحهٔ ۱ از ۳