خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من آن صیدم که هرکس را نظر بر حال من افتدز بس زخم دلم کاریست در دنبال من افتد
۲
شکارت خوش برآید چون که از منزل برون آیینگاهت جانب مرغ همایون فال من افتد
۳
نیم مرغی که بس دشوار باشد صید من کردنز بس سستم، گره از بال من در بال من افتد
۴
از آن برجم که هرگه عقده یی در پیش چرخ آیدز دوران ماه من ماند ز گردش سال من افتد
صفحهٔ ۱ از ۳