خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمی توان به گزند از من انتقام کشیدکه دایه زهر به طفلی مرا به کام کشید
۲
زمانه یک نفسم بر مراد خود نگذاشتبه هر که داد مراد از من انتقام کشید
۳
هزار نقش خوشم داد چرخ و تا دیدمقلم گرفت و خط سهو بر تمام کشید
۴
مرا فریب نبرد از ره ارنه این جادوعنان خاص گرفت و کمند عام کشید
صفحهٔ ۱ از ۳