شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازدخرد فرسایدم رنگ و ز آب و تابم اندازد
۲
زر صافی بدم، از ریب و رنگ طبع بیگانهچه دانستم که دوران در کف قلابم اندازد
۳
ز سلطانی به کنج گلخنی افگنده تقریرمکه خاکستر به جای بستر سنجابم اندازد
۴
ندارم مستی طاووس اگر همرنگ طاووسمفریب طبع روبه در شراب نابم اندازد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth