شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۲۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شادی عشق تو هنگامه غم برهم زدشور حسنت نمکی بر جگر آدم زد
۲
شب ز دیدار تو گردید به مهر آبستنجامه بر سنگ ز سور رخ تو ماتم زد
۳
شهد لب های تو دکان طبیبان در بستدست در دامن تیغ نگهت مریم زد
۴
کعبه آمد حجرالاسود خالت بوسیدغوطه در موجه چاه ذقنت زمزم زد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth