خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حسن جنبید ز خواب و مژه را برهم زدفتنه برپا شد و نیشی به رگ عالم زد
۲
هرچه در پرده نهان بود هویدا کردندچه شبی بود که این صبح سعادت دم زد؟
۳
بی محبت ننمودند اجابت هرچندبانگ تسلیم ملک بر فلک اعظم زد
۴
به طلب جمله ذرات جهان برجستندمایه عشق چو بر خاک بنی آدم زد
صفحهٔ ۱ از ۳