شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خویشتن‌داری کنید ای عاشقان! با درد عشقگر چه ما باری نه‌ایم از عشق‌بازی مرد عشق
۲
ما همه دعوی کنیم از عشق و عشق از ما به رنجعاشق آن باید که از معنی بود در خورد عشق
۳
عشق مردی هست قائم گر بر و جان‌ها بردپاک‌بازی کو که باشد عاشق و هم برد عشق
۴
گَرد عشق آن گاه بینی کآب رخ را کم زنیآب رخ در باز تا روزی رسی در گرد عشق
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth