خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دل من صید شد در دام عشقباده شد جان من اندر جام عشق
۲
آن بلا کز عاشقی من دیدهامباز چون افتادهام در دام عشق
۳
در زمانم مست و بیسامان کندجام شورانگیز درد آشام عشق
۴
من خود از بیم بلای عاشقیبر زبان مینگذرانم نام عشق
صفحهٔ ۱ از ۲