خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه ز جهدم به کف بخت عنان میآیدنه به زورم زه دولت به کمان میآید
۲
نه مرا بازوی قایم نه مرا دیده راستهمه بیقصد خدنگم به نشان میآید
۳
تو که آسودهدلی از نفسم سود مخواهمن که شوریدهام آتش به زبان میآید
۴
سخن مردم دیوانه حقیقت دارددر عبارت به اشارات نهان میآید
صفحهٔ ۱ از ۳