خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد سحر که دیر و حرم رفت و رو کنندتا بازم از نصیب چه خون در سبو کنند
۲
ما قابل نشاط و شکرخنده نیستیمتا شهد خوشگوار که را در گلو کنند
۳
آنان که تنگ ظرفی ما را شنیده اندمی بهر آزمایش ما جستجو کنند
۴
آلودگی به گریه ز دامان نمی روددلق مرا به سیل مگر شست و شو کنند
صفحهٔ ۱ از ۳