خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به غمزه روز الستم همین معامله بودابد رسید و نیاسودم این چه مشغله بود
۲
نصیب من ز ازل درد بی دوا گردیدکه بردباری هرکس به قدر حوصله بود
۳
ببوی من سبب اجتماع دل ها گشتجنون که باعث آشفتگی سلسله بود
۴
به صفحه نقش خط و خال خویشتن نقاشنکو کشید که آیینه در مقابله بود
صفحهٔ ۱ از ۲