خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عنان دل ز خودرایی به فریادم نگه داردبنالم کاندر آن دل ناله مظلوم ره دارد
۲
دل دیوانه ام را گنج در ویرانه افتادستگدایی عشق بازی با جمال پادشه دارد
۳
چو گوید کفر مجذوبی به استغفار حاجت نیستکسی کز عشق گمره شد چه پروای گنه دارد
۴
مرا گر هست کبری در دماغ از کبریای اوستحباب از جوش دریا باد نخوت در کله دارد
صفحهٔ ۱ از ۳