خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گردش چشم بتان مستی من حالی کرددور وارون نتواند قدحم خالی کرد
۲
قبض درکار ندیدم چو شدم مست مدامحل هر عقده که می کرد به خوشحالی کرد
۳
پای جبریل به کرسی خیالم نرسدعشق بس پایه معراج مرا عالی کرد
۴
شور این بادیه از بادیه گردیست مدامرخت مجنون به عدم برد و مرا والی کرد
صفحهٔ ۱ از ۳