خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ها همه به بوی گل آویختست بازعیشی به طرف هر چمن انگیختست باز
۲
شوق شراب و شاهدم افتاده در دماغسودا متاع بر سر هم ریختست باز
۳
یادم ز خنده لب معشوق می دهدگل بر جراحتم نمکی بیختست باز
۴
دریاب کاین عبیر چه خوش بوی کرده انددر باغ عطرها به هم آمیختست باز
صفحهٔ ۱ از ۲