خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گشود ابر بغل بر چمن سپاس سپاسز زیر پرده برآمد عروس خوش انفاس
۲
کنار دشت و چمن شد پر از کرامت ابرهزار شکر که عالم برآمد از افلاس
۳
کنون چو مهره طاسست پر نگار زمینپریر اگرچه چمن بود ساده چون ته طاس
۴
سحاب غوطه به دریا همی زند هر دمتفرجیست که زاهد فتاده در وسواس
صفحهٔ ۱ از ۳