خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به دل شادیم از باغ و بهار ما مپرسدر جهان عشق زادیم از دیار ما مپرس
۲
دوش در یک بزم با او تا سحر می خورده ایمنرگس مخمور او بین وز خمار ما مپرس
۳
هر شکایت بود از فرقت به خلوت گفته شداز تلافی های بخت حق گذار ما مپرس
۴
وقت ما آیینه رخساره معشوق ماستحسن روی او نگر از روزگار ما مپرس
صفحهٔ ۱ از ۳