خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برندارم دل ز مهرت دلبرا تا زندهامور چه آزادم، تو را تا زندهام، من بندهام
۲
مهر تو با جان من پیوسته گشت اندر ازلنیست روی رستگاری زو مرا تا زندهام
۳
از هوای هر که جز تو جان و دل بزدودهاموز وفای تو چو نار از ناردان آگندهام
۴
عشق تو بر دین و دنیا، دلبرا بگزیدهامخواجگی در راه تو در خاک راه افگندهام
صفحهٔ ۱ از ۲