خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویشپر خون برم ز چشمهٔ حیوان سبوی خویش
۲
آزردهتر ز آبلهٔ خار دیدهامخونابه ریزم از بن هر تار موی خویش
۳
از بس که گشته پر ز غم و غصّه هر رگمچون خوشه کرده دانه گره در گلوی خویش
۴
آبم نماند در جگر از بس گریستمدیگر به کار گریه کنم آب روی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲