خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۳۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه تایِب گردد از می بر رخ او رنگ حیفاز سر کوی مغان بر کاسهٔ او سنگ حیف
۲
از عصا و سَبحهام نفزود قدر و حرمتیگردن مینا ز چنگم رفت و زلف چنگ حیف
۳
از می و مستان بریدم یار هشیاران شدمخویش را انداختم در قید نام و ننگ حیف
۴
کامرانیهای خاطر جان و دل را تیره ساختشه چو بیعصمت بُوَد بر مُلک بر او رنگ حیف
صفحهٔ ۱ از ۳