خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منادیست در آن کو که خون زنده سبیلبه عشق نیست زیان قاتل است اجر قتیل
۲
نگاه بر ره مردان غیب دوخته ایمهنوز دیده به گردی نکرده ایم کحیل
۳
رسوم فقر و توکل درازدستی نیستنشسته ایم که خرما در اوفتد ز نخیل
۴
به اضطراب، پدید آمدیم و نیست شدیمکه در نهاد کرم بود، غایت تعجیل
صفحهٔ ۱ از ۳