خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا ساخت غمی دایره مسمار شدمهر کجا نقطه شد انده خط پرگار شدم
۲
بوی یار من ازین سست وفا می آیدگلم از دست بگیرید که از کار شدم
۳
بس کزو شد برم آسوده، دو دستم در خوابهمچنان زیر سرش بود که بیدار شدم
۴
دل دیوانه من قابل زنجیر بودبه شکنج سر زلف از چه سزاوار شدم
صفحهٔ ۱ از ۲