شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۴۲۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همیشه تار و پود کار ناهموار می‌بستمدل و دستم نبود و خویش را بر کار می‌بستم
۲
برش چندان که می‌رفتم نبودش شفقتی با منبه افسون خویش را بر محرمان یار می‌بستم
۳
در آن کو یک شبم گل گشت مهتابی نشد روزیهمیشه خویش را چون سایه بر دیوار می‌بستم
۴
اگرچه پای تا سر عذر تقصیر و گنه بودمز خجلت‌های عصیان لب ز استغفار می‌بستم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth