خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غساله شوی ته کاسه و ایاغ شدمبتر ز پنبه رنگین روی داغ شدم
۲
نه خضر بود درین تیره ره نه چشمه خضرز شرم هرزه دوی سرو در سراغ شدم
۳
فغان و شیون مرغان چنان ملولم کردکه جیب و دامن خالی برون ز باغ شدم
۴
نگویم این که سیه بختیم نمی انداختچو بال زاغ بدم، همچو چشم زاغ شدم
صفحهٔ ۱ از ۳