شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتمخلوتی تا صبحدم با سنبل و گل داشتم
۲
عیش ها سیل بهاری بود، تا آمد گذشتصحبتی با دوستداران بر سر پل داشتم
۳
یاد آن مستان که برچیدند از اینجا نقل و جامبهره کیفیتی از جزو تا کل داشتم
۴
پرتو اکسیر چشمانم به گنج افتاده بودهرچه می بردند در بردن تغافل داشتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth