خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سخن دوست گران بود فراوان کردمجان به بیعانه بیارید که ارزان کردم
۲
گرد راه خضری از نظرم می پاشیدسوی هر چشمه شدم چشمه حیوان کردم
۳
هیچ اکسیر به تأثیر محبت نرسدکفر آوردم و در عشق تو ایمان کردم
۴
همه بایستنیم بود چو رفت آمد کارهرچه در کار نبایست همه آن کردم
صفحهٔ ۱ از ۳