خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ضبط حرفی میکنم کز وی زبان میسوزدمشکوهای در دل گره دارم که جان میسوزدم
۲
پاس تن از دور میدارد شب هجر تو جانبس که از داغ جدایی استخوان میسوزدم
۳
جای شیون دود آهم از دهان سر میزندبس که از سوز درون بر لب فغان میسوزدم
۴
خواستم شمعی که از وی خانهام روشن شودوه چه دانستم که رخت و خانمان میسوزدم
صفحهٔ ۱ از ۲