خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کعبه و دیر شدم صد ره و ویران گشتمبارها معبد ترسا و مسلمان گشتم
۲
باد خاکم به هوا برد و پریشانم کردعطر طرف چمن و گرد بیابان گشتم
۳
نفسی از گل و آبم، نفسی ز آتش و بادنشدم جمع ازان بس که پریشان گشتم
۴
سیلی نهی فضولی ز سلوکم انداختچشم ترسیده تر از طفل دبستان گشتم
صفحهٔ ۱ از ۳