خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیریست بیرون رفته ام از اختیار خویشتنبنشسته ام اندوهگین در انتظار خویشتن
۲
گر از عیار حال خود در مجلس اظهاری کنمساز از مقام خود فتد من از عیار خویشتن
۳
مشرب مصاحب می کند ورنه تفاوت بی حدستتو مست حسن و ناز خود من در خمار خویشتن
۴
تا رفتم از کوی مغان در من غریبی کار کردهرگز نمی آید مرا یاد دیار خویشتن
صفحهٔ ۱ از ۳