خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیش تنگم کز دل افشردن چکد خوناب ازوچشم سوزن دان که تار آید به پیچ و تاب ازو
۲
عهد ممنون خواهدم از خویش چون گویم مباشخشگ سالی را که گردد آبرو نایاب ازو
۳
هیچ کس رخت از طلسم آسمان بیرون نبردکشتی صد چون سکندر مانده در گرداب ازو
۴
عرصه کیخسرو و افراسیابست این بساطبس به خون غلطیده بینی رستم و سهراب ازو
صفحهٔ ۱ از ۳