خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عشق افسر ز سر جم به اشارت بردهبا سپاهی دل محمود به غارت برده
۲
نتواند لب عیسی به صد اعجاز گرفتدل که آن چشم مهندس به مهارت برده
۳
خواجه! در گوچه رندان نظرباز ملافکه گدا نام شه اینجا به حقارت برده
۴
عشق را فایده در کوی زیانکارانستهر که زین کوی سفر کرده، خسارت برده
صفحهٔ ۱ از ۳