خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنی که به جان ناز تو را حور کشیدهخورشید به چشم از رخ تو نور کشیده
۲
گیسوی تو ببریده کمند از دم افعیمژگان تو نیش از تن زنبور کشیده
۳
آن رخ که خویش می چکد از زلف بناگوشگویی عرق از عنبر و کافور کشیده
۴
از معنی فهم و دهن تنگ تو ادراکیک نکته بیان کرده سخن دور کشیده
صفحهٔ ۱ از ۳