خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گه به عشق کاکلت بر سینه سازم سنبلیگاه سوزم در هوای عارضت بر سر گلی
۲
کوته است ایام گلشن رایگان نتوان نشستدیدن گل منع اگر باشد نوای بلبلی
۳
دل که آشوبی ندارد چیست؟ کاخ بیهواسر که سودایی ندارد چیست؟ کاس بیمُلی
۴
از شط غم کشتی می بر کنار آرد مگرورنه از تدبیر نتوان بست بر دریا پلی
صفحهٔ ۱ از ۳