خلوتی با نظیری نیشابوری
شمارهٔ ۴۳ - این قصیده در ایام عزیمت مکه معظمه و وداع دوستان در نعت همان مقام علیه متبرکه مذیل به مدح ابوالفتح بهادر عبدالرحیم خان گفته شده
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هنر به خود نگنجم به خم می مغانیبدرد لباس بر تن چو بجو شدم معانی
۲
دل زاهد و برهمن ز غرور قرب من خوننه به کعبه ام نیازی نه به دیرم ارمغانی
۳
من اگر ز شوخ طبعی تن لنگری ندارمعلم است همت من به هوای بادبانی
۴
سگ آستانم اما همه شب قلاده خایمکه سر شکار دارم نه هوای پاسبانی
صفحهٔ ۱ از ۲۰