شعر را زندگی کن
خلوتی با نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۴۴ - یک قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنند باغ و بهارم صلای ویرانیگلم ز شاخ فرو ریزد از پریشانی
۲
نه رنگ و بوی به جا مانده نی بر و برگمچو نخل بادیه افتاده ام به عریانی
۳
سموم وادی غم دیده پای تا فرقمز هم بریزم اگر ناگهم بجنبانی
۴
جدا ازان شکن طره ام سرانگشتتگزند خورده دندان صد پشیمانی
صفحهٔ ۱ از ۳۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth