شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دیدن تو حیات جانمنادیدنت آفت روانم
۲
دل سوخته‌ای به آتش عشقبفروز به نور وصل جانم
۳
بی‌عشق وصال تو نباشدجز نام ز عیش بر زبانم
۴
اکنون که دلم ربودی از منبی روی تو بود چون توانم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth