شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۵۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آمد بر من جهان و جانمانس دل و راحت روانم
۲
بر خاستمش به بر گرفتمبفزود هزار جان به جانم
۳
از قد بلند و زلف پشتشگفتم که مگر به آسمانم
۴
چون سر بنهاد در کنارمرفت از بر من جهان و جانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth