شعر را زندگی کن
خلوتی با سنایی

شمارهٔ ۲۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عشق ندانم که کیم یا به که مانمشوریده تنم عاشق و سرمست و جوانم
۲
از بهر طلب کردن آن یار جفا جویدل سوخته پوینده شب و روز دوانم
۳
با کس نتوانم که بگویم غم عشقشنه نیز کسی داند این راز نهانم
۴
ده سال فزونست که من فتنهٔ اویمعمری سپری گشت من اندوه خورانم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth