شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ناله باز ندارد کسی دل ما راکسی نبسته زبان خروش دریا را
۲
ز ما به دلبر ما بسکه راه نزدیک استتوان به بال شرر بست نامه ما را
۳
دوباره دیده ام امروز قد و بالایشببین ز مستی من نشأه دو بالا را
۴
چنین که فشرده است یاد تمکینشکه می تواند بردن ز جا دل ما را!؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth