شعر را زندگی کن
خلوتی با واعظ قزوینی

شمارهٔ ۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مدان یک دم روا ای خواجه در دادن توقف راکه تا اِستاده‌ای، مرگ از کفت گیرد تصرف را
۲
در اقلیم قناعت، زین سبب تنگی نمی‌باشدکه بیرون کرده‌اند از شهر، درویشان تکلف را
۳
به قدر لب‌گزیدن، صرفه کن از زندگی وقتیمکن تنگ از هجوم معصیت جای تأسف را
۴
جهانی زور نتواند حریف ناتوانی شددل زاری گرفت از دست شهری درد یوسف را!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth