خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در میان خلق عالم، کشت تنهایی مرابلکه زین وحشت رهاند سر بصحرائی مرا
۲
گر شدم محروم دوش از خدمتت، معذور داربود مهمان عزیزی، همچو تنهایی مرا
۳
بال عنقا، نقش طاووسی نمیگیرد بخودبیوجودی کرده فارغ از خودآرایی مرا
۴
مردم دارا، ز قیل و قال فارغ نیستندپوچ شد مغزم، قبا تا گشت دارایی مرا
صفحهٔ ۱ از ۲