خلوتی با واعظ قزوینی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بستیم ز لب، در به رخ آفات زمان راکردیم امان نامه ازین مهر، زبان را
۲
مایل بستم بیش بود ظالم معزولپرزور شود، زه چو بگیرند کمان را
۳
آگاهی عامل، سبب راحت شاه استفریاد سگ، افسانه بود خواب شبان را
۴
از بس بزبان آمد و از دوست نهفتیمشد جوهر آیینه، سخن لوح زبان را
صفحهٔ ۱ از ۲