خلوتی با سنایی
شمارهٔ ۲۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را میفگنید که ما اوفتادهایمدر کار عشق تن به بلاها نهادهایم
۲
آهستگی مجوی تو از ماورای هوشکاکنون به شغل بی دلی اندر فتادهایم
۳
ما بیدلیم و بیدل هر چه کند رواستدل را به یادگار به معشوق دادهایم
۴
از ما بهر حدیث به آزار چون کشدما مردمان بی دل و بی مکر و سادهایم
صفحهٔ ۱ از ۲